بدرود .
باران تابستانی
تنها ...
قطره ای
احتمال میدم این قطعی های مکرر برق موجب جهش جمعیتی خفی بشه
گرمتر میکند
ظهر تابستان را
صدای جیرجیرک ها
جا می گذاردَم ... باد
پ ن : برای یک دوست و به یاد شب های هایکویی رنگ . گرچه این رنگی غمگنانه دارد
شهر در محاصره ی چند تیر برق
پ ن : واسه چندی پیش ِ
یک هواپیمای دونفره و ده فروند 206 جایزه برای ایرانسل اگر بتونه رکورد شش بار قطعی در پنج دقیقه مکالمه رو کاهش بده .
پ ن :ایرانسل رو مسخره میکنیم ، اما یادمون نره اگر ایرانسل نبود الان باید با انحصار دولتی سر میکردیم .
خدایا مرا آن نِه ، که آن به
ملالی نیست ... جز وجود شما
-مهمترین انگیزه ی شما برای مینیمال نویسی چیه؟
-کون ِ گشاد
این چند روزی که به مناسبت عرق سوز شرت نمی پوشم چند حلقه مفقوده فیزیولوژی عرب ها رو کشف کردم
من از همون بچگی اش هم دم نداشتم . بخشکی شانس
امروز تو تاریکی توالت داشتم فک میکردم چه خوبه که آدم بدون برق هم میتونه بشاشه
پ ن : خوبه حالا تا پایان تابستان چند ماه بیشتر نمونده
آنچه حیات فساد در جوامع را تضمین می کند نه افزایش فساد بلکه فزونی انسان های نادان به افراد فاسد در آن جامعه است .
شرمنده ... من ناامید نمیشم
امروز نوشته ای در مورد بهاییت می خوندم که یاد یه کتابی افتادم که سالها قبل خونده بودم. اون موقع زیاد به نوشته های اون کتاب اطمینان نداشتم. اول به خاطر تاریخ چاپش که به سالهای اولیه جنگ برمی گشت و اینکه بدون هیچ مقدمه ای متن اصلی شروع میشد و هیچ جزئیاتی در موردش درج نشده بود. امروز نام کتاب رو جستجو کردم. فعلا که شواهدی مبنی بر غیرمعتبر بودنش نیافتم. البته یه جاهاییش هست که کسوشر زیاد گفته. اسم کتاب خاطرات همفری ، جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی هست. کتاب توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده ، از اینجا هم میتونید دانلودش کنید. البته نمیدونم این ایبوک چقدر با متن چاپی کتاب مطابقت داره. مطالعه کتاب رو به کسانی که کون خوندن نوشته هایی با زمینه تاریخی یا دینی دارند و نخوندنش توصیه می کنم. به قول امین پرطلا از دست ندیدش ...
پ ن یکم :دایی جان راس میگفت که کار کار انگلیسی هاست .
از ویژگی های جهان سوم است که تجاوز به حریم دیگران بسیار آسانتر از حفظ حریم خویش است .
سوال : وقتی برای تهیه سرویسی که نیاز دارید روی لینک کشوری که توش زندگی میکنید کلیک میکنید ، اولین کشوری که اون بالا می بینید افغانستان هست اما کشور خودتون رو پیدا نمی کنید ، چه احساسی به شما دست میدهد ؟
جواب : اسپرم سرگردان
بزن مرا ...
با دست هایت
نقش فرشم کن
امید که آتش دوزخ گزنده تر از آتش درون باشد ... به کژی هایم ، مگر در جهنم آرام گیرد روان پریشان من